على محمدى خراسانى

16

شرح كفاية الأصول (فارسى)

عوارض آن بحث مىشود . قوله : غير مفيد : مرحوم آخوند مىفرمايد : توجيه مرحوم شيخ و ارجاع بحث به عنوان مذكور هم فايده‌اى نبخشيده و اشكال را بر طرف نمىكند . بيان ذلك : مقدمه : در ابيات خوانديم كه كان دو قسم است : 1 - تامه كه نياز به خبر ندارد و با اسم تنها معنايش تام است و بر اصل ثبوت شىء دلالت مىكند و به وسيله آن از اصل وجود اخبار مىشود ، مثل كان زيد اى وجد و ثبت و . . . 2 - ناقصه كه نياز به خبر دارد و بدون خبر معنايش ناقص است و بر ثبوت شىء لشيء و به عبارت ديگر بر وصفى از اوصاف موضوع دلالت دارد ، مثل كان زيد قائما . و در منطق خوانديم كه هر دو قسم است : 1 - هل بسيطه كه به واسطه آن از اصل وجود و تحقّق چيزى سؤال مىشود مثل هل زيد موجود و . . . 2 - هل مركّبه كه به وسيلهء آن از عرضى از اعراض و صفتى از صفات شىء سؤال مىشود مثل هل زيد كاتب و . . . و در فلسفه خوانديم كه وجود دو قسم است : 1 - وجود محمولى كه اصل وجود بر چيزى حمل مىشود و محمول اولى هم گفته مىشود ، چونكه اولين چيزى است كه خارج از ذات ماهيت است و بر ماهيت حمل مىشود و بعد از « ما هو » نوبت به « هل هو » مىرسد . مثل : الانسان موجود و . . . 2 - وجود نعتى كه نعتى از نعوت و وصفى از اوصاف وجود برآن حمل مىشود . مثل زيد قائم و . . . با اين مقدمه مىگوييم : طبق تغيير عنوان ، شما بحث از ثبوت سنت به خبر واحد كرديد ، و بحث از اصل ثبوت سنت ، در واقع بحث از اصل وجود شيئى و مفاد كان تامه است ، و بحث از اصل ثبوت شيئى ، از مبادى تصديقيه علم است ، نه از مسائل آن . آرى بحث از مفاد كان ناقصه ، بحث از عوارض بود . و از مسائل علم محسوب مىشود . پس اشكال كماكان باقى است كه دو مسئله مذكور از مسائل اصولى خارج مىشوند . قوله : لا يقال : گويا كسى به حمايت از مرحوم شيخ به جناب آخوند ( ره ) اشكال وارد